بازگشت همه بسوی اوست
درخت قامتم نخلی کهن بود که در هشتاد سال از پای ننشست
دریغادرعزای شاخساری به ناگه از پای افتاد و شکست
حاج محمد علی حیدری بزرگ خاندا ن طایفه حیدری(زردویی) تاجربزرگ کرمانشاهی که سالهای متمادی با خوش نامی در کسب کارش شهره خاص و عام بود .وی در سال ۱۳۰۴درروستای زردویی چشم به جهان گشود با سختیهای فراوان در سن ۱۹ سالگی به کرمانشاه مهاجرت کرده ودر کرمانشاه ساکن شد.با کار وتلاش بسیار در بین تاجر ان زمان جایگاه خودرا پیدا کرد وسالهای متمادی در رونق تجارت شهرمان دست داشت.
وی دارای ۶ فرزند بود که دو پسر این تازه در گذشته قبل از خودش دارفانی را وداع گفتند......عبدالناصر،شهرام ودختران وی فرزانه،شکوفه و جوانمرگان مهندس انور و تازه در گذشته محمد جواد حیدری.
امید است روحش قریین رحمت الهی گردد
|
عكس يادگاري هيأت آمريكايي زير پرچم كردستان روز شنبه يک هيأت آمريکايي از استان دهوک در اقليم کردستان بازديد نموده و به پرچم کردستان اداي احترام کردند. |
این سرزمین بخشهای گستردهای از جنوب شرقی و شرق ترکیه، شمال و شمال شرقی عراق، غرب و شمال غربی ایران و نیز شمال شرقی سوریه را شامل میشود که عمدتاً کوهستانهای مرتفع با کوههای سر به فلک کشیده میباشد. مساحت و جمعیت ساکنان این منطقه به طور تقرییبی 30 میلیون نفر در محیطی به وسعت 190000 کیلومتر مربع میباشد. اما برخی جمعیت و مساحت آن را 40 میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² 543 965) تخمین میزنند.
ناحیه زیست کردها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنههای شرقی کوههای زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی میشود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد مییابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم میشود. از شمال به طرف ماردین , ویران شار و اورفه امتداد یافته , آن گاه از شما به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات میرود تا به کمالیه میرسد. در قسمتهای شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترکها در شمال و کردها در جنوب به شمار میرود.البته بسیارند کردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی میکنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند. مناطق کردها اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای درههای وسیع و حاصلخیزی نیز میباشد. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان میشود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسبهای مادی بودهاند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوههای بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده است که با امپراتوریهای جلگهها یعنی امپراتوریهای بابل و آشور و گاه آنها را شکست میدادهاند .
سرزمینی که کردها در آن زندگی میکنند کردستان (به کردی: Kurdistan) نام دارد. کردستان نام یکی از ایالات ایران بوده است که در جنگ چالدران بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت و بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید (کردستان عثمانی).
امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشهای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛بالکان فرمانراندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.
(کردستان عثمانی)، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار میگیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمینها سکونت دارند.
نام کرمانشاه از دوره ساسانیان بر این شهر گذارده شدهاست. پیشتر این گوشه ایران را کَره میسین میخواندهاند. ناگفته نماند که در یک مکتوب نام کرمانشاه را نخست لقب بهرام کرمانشاه (بهرام چهارم) نوشتهاند از این جهت که پیش از شاهی فرمانروای کرمان بودهاست. پس از پادشاهی او به افتخارش نام این شهر را کرمانشاه گذاشتند. در کتب قدیم که به زبان کردی است شهر کرمانشاه را(مای) گفتهاند ناگفته نماند که دکتر میرجلالالدین کزازی، پژوهشگر، با این استدلال که «پادشاهان ساسانی در هر مکانی که حکومت بودهاند، بنایی به یادگار گذاشتهاند، حال آنکه در کرمانشاه چنین بنایی وجود ندارد» نوشته این مکتوب را رد میکند. در سالهای نخستین پس از انقلاب 57 نام این شهر را باختران گذاشتند تا اینکه بعد از اعتراض مردم منطقه دوباره نام پیشین و تاریخی کرمانشاه (کرماشان) را بر آن بازگرداندند. واژه کرمانشاه از زمان قاجاریه در مکاتبات دیوانی عنوان شدهاست. هنوز در بسیاری از مناطق این استان، کرمانشاه را کرماشان میخوانند
شهر کِرمانشاه یکی از هفت کلانشهر ایران (تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز ،کرمانشاه و اهواز) است و در استان کرمانشاه واقع شدهاست. جمعیت این شهر(بدون حومه) بر طبق برآوردهای آماری سال 2005 [1] حدود 766706 نفر و با حومه(نزدیک به 53 شهرک) بیش از 5/1 میلیون نفر بوده و از لحاظ آب و هوایی جزو مناطق معتدل کوهستانی قرار میگیرد.کرمانشاه مرکز غرب کشور بوده و به مادرشهر کردها شهرت دارد.کرمانشاه از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران بوده به دلیل قرارگیری در تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با عراق و نیز واقع شدن بر سر راه کربلا و بغداد از اهمیت فوق العادهای برخوردار است.سه رودخانه ی قره سو(خوره سو) ، آبشوران و چم بشیر در کرمانشاه جریان دارند. مردم این شهر به زبان فارسی و گویشهای گوناگون زبان کردی (کرمانشاهی، کلهری، هرسینی) تکلم میکنند.
Kermanshah (Kurdish: Kirmaşan, Persian: کرمانشاه,) is the capital of Kermanshah Province of Iran. It is located in the middle of the western part of Iran at , 324 miles by road from Tehran, about 50 miles from the border of Iraq, at the foot of the Zagros Mountains. It had an estimated population of 822,921 in 2005. [1]
The inhabitants are mainly Kurds who speak the southern dialect of Kurdish. The overwhelming majority of the Kurdish population in this city are Shi'a Muslims.
سخنان اخير چند نفر از نمايندگان كرد مجلس شوراي اسلامي در حمايت از تحركات جداييخواهانه نگراني عميق بسياري از ميهندوستان ايراني را در پي داشته است. آنچه در اين رهگذر قابل تأمل است اينكه بسياري از اين سخنان ناشي از غفلت و عدم آگاهي از تاريخ و پيشينه كهن فرهنگي ايرانزمين است كه طرح اينگونه مسائل را به دنبال داشته است. بيترديد وضعيت كردهاي ايران به هيچ روي با كردهاي ساكن تركيه، عراق و سوريه نبايد در يك قياس قرار گيرد چراكه هموندی چندهزارساله كردها در بستر تمدن آريايي ايرانزمين، شاكله سترگ تاريخي، فرهنگي، نژادي و زباني را شكل داده كه فجايع عظيم تاريخي همچون حمله اسكندر و... هم نتوانسته اين پيوند را بگسلد.
پيوستگي تاريخي كردها با ساير ايرانيان
بنا بر نظر غالب پژوهشگران و محققان غيرايراني، كردها كه از قوم ماد هستند، همواره در طول تاريخ به عنوان قومي آريايي از فرهنگ، نژاد و زبان مشتركي با ديگر ايرانيان برخوردار بودهاند و زبان كردي به عنوان يكي از كهنترين گويشهاي ايران باستان شناخته شده است. هويت قوم كرد هم همواره با مليت ايراني عجين شده است. «هنري فيلد» در كتاب «مردمشناسي ايران» مينويسد: «كردها از حيث زبان و خصوصيات جسماني، ايراني هستند و به عنوان شعبهاي از نژاد ايراني از حيث زبان، اخلاق، عادت و شيوه معيشت با ساير ايرانيان داراي جهات اشتراك هستند».
«دانيلو» نويسنده غربي نيز در اين باب نوشته است: «كردهاي تركيه هم از حيث زبان و خصوصيات جسماني ايراني هستند». «لرد كرزن» هم گفته كه: «زبان كردها، لرها و بختياريها شبيه زبان فارسي است و چندان تفاوتي با هم ندارند».
يكي از قديميترين اخباري كه درباره كردها در دست است، كتاب «Anabasis» يا سفرنامه جنگلي گزنفون (xenephon) سردار لشكر، جغرافيدان و مورخ يونان باستان است كه رويارويي كردهاي ايراني را در قالب سپاه اردشير دوم هخامنشي (401 ـ 400 پيش از ميلاد مسيح) با يونانيان باستان [در منطقه اربلا (اربيل امروزي)] شرح ميدهد كه منجر به شكست ارتش ده هزار نفره يونان شد.
«استرابون» جغرافيدان و مورخ يونان باستان در چند قرن پيش از ميلاد درباره چگونگي تربيت و پرورش بدني جوانان كرد مينويسد: «جوانان ايراني را چنان تربيت ميكنند كه در سرما و گرما و بارندگي تاب و توان داشته، ورزيده باشند. اينها را كردك (kardak) گويند».
رشيد ياسمي هم مينويسد: «در حصول پيشرفتهاي دولت ايران در زمان مادها در فتح نينوا و در زمان هخامنشيان در غلبه بر يونان و در دوران اشكانيان و ساسانيان در دفع روميان و در بعد از اسلام در جلوگيري از مهاجمان و هزاران موقع سخت ديگر بعد از آن، افواج كردان را در صف مقدم سپاه ايران ميبينيم كه براي حفظ استقلال ايران ميجنگند».
پيشنيه جدايي سرزمينهاي كردنشين از خاك ايران
نخستين جدايي كردها از سرزمين ايران بزرگ، پس از نبرد چالدران بين شاه اسماعيل صفوي و سلطان سليم پادشاه عثماني صورت گرفت كه ارتش ايران طي نبردي غافلگيرانه با كمتر از سي هزار نفر در برابر ارتش 120 هزار نفره عثماني كه به توپخانه و سلاحهاي آتشين مجهز بودند، شكست خورد و بخشهاي وسيعي از بيست امارتنشين كرد (كه دو سوم كل مناطق كردنشين ايران را تشكيل ميدادند) به ويژه حاكمنشين برليس در قلمرو عثماني قرار گرفت. البته بعدها شاهعباس كبير و نادرشاه افشار توانستند بخشهايي از اين سرزمينها را به مام ميهن بازگردانند، ولي بيكفايتي پادشاهان قاجار به ويژه فتحعليشاه و محمدشاه قاجار و دسايس استعمار انگليس و روسيه سبب شد بخشهاي وسيعي از كردستانات و عتبات عاليات (كربلا و نجف) و بغداد از قلمرو ايران جدا شده و به عثماني ملحق شوند. مناطق كردنشين عثماني پس از شكست اين كشور در جنگ جهاني اول بين سه كشور تركيه، عراق و سوريه تقسيم شدند... .
پيشينه مقاومت كردها در برابر اشغالگران بيگانه
كردها همچون ديگر ايرانيان از اعتقادات اصيلي همچون احترام به پاكيزگي آب، خاك و آتش برخوردار بودهاند كه هماكنون نيز بسياري از رسوم كهن ايراني همچون جشنهاي نوروز و چهارشنبهسوري با شكوه منحصر به فرد در مناطق كردنشين پاس داشته ميشود. كردها از دوران باستان به كيش يكتاپرستي زرتشتي اعتقاد داشتهاند كه بعدها به دين اسلام تغيير يافته است. در پوست پارهاي كه چند سال پيش در سليمانيه به دست آمده، سوگنامهاي به زبان كردي مربوط به چهارده قرن پيش به دست آمده كه ترجمه بخشي از آن عبارت است از: «معبدها ويران شد، آتشها خاموش، بزرگ بزرگان خود را نهان كرد، زنان و دختران به اسيري رفتند، دليران در خون غلتيدند... » كردهاي سرزمين عثماني همواره با ظلم بي حد تركها روبهرو بوده اند به گونهاي كه با اعتراف صريح مورخان ترك، عثمانيها بيش از چهل هزار نفر از كردهاي تكلو را به قتل رساندند. رويارويي كردها عليه مظالم عثماني از آغاز جدايي اين سرزمينها از ايران آغاز شد و نزديك به ده جنگ بين آنها به وقوع پيوست. خاطرات نوري پاشاف، ژنرال كرد عثماني كه براي رهايي كردها از يوغ تركها قيام خود را در كوههاي آرارات و شرق تركيه آغاز كرد و قيام نافرجام او به پناهنده شدن او به سرزمين مادري، ايران انجاميد ، قابل تأمل است آنجا كه گفته است: «سلحشوران كرد گويي شيران نبرد رستم و اسفنديار، با خون ايراني خود جهت حفظ هويت نژادي و فرهنگي كهن آريايي خود در برابر دشمنان تا بن دندان مسلح عثماني به مقاومت برخاستند... ».
علاوه بر كردهاي تركيه، كردهاي عراق هم جهت احقاق حقوق پايمالشده خود قيامهاي دامنهداري را تدارك ديدند كه قيام شيخ محمود مفيدزاده در سالهاي 1325 تا 1939 از مهمترين آنها بوده است. اين نبرد با نيروهاي انگليسي و اعراب عراقي در نهايت به شكست انجاميد و شيخ محمود مفيدزاده هم به ايران پناهنده شد. نبردهاي شيخ احمد بارزاني نيز از سالهاي 1933 و 1934 در كردستان عراق آغاز شد كه بعدها توسط برادرش ملامصطفي بارزاني ادامه يافت. در نبردهايي كه بين كردها و ارتش عراق در طول سالهاي 1943، 1945، 1946 و 1947 درگرفت، ضربات سختي به رژيم عراق وارد آمد ولي اوج اين درگيريها در سالهاي 1956 تا 1971 بود كه قيام كردها عليه حاكمان خونخوار بعث عراق، به اوج خود رسيد. سرانجام اين قيام نافرجام نيز با پناهنده شدن ملامصطفي بارزاني به ايران پايان يافت. جملهاي مشهور از ملامصطفي به يادگار مانده كه هنوز در اذهان زنده است و آن اينكه «هرجا كرد است، آنجا ايران است».
فرجام سخن
تفاوتهاي آشكار فرهنگي نژادي كردها با تركهاي عثماني در طول سالها موجب ممنوعيت كاربرد نام «كرد» و مجازات زندان براي مردمي بود كه از اين نام استفاده ميكردند و اين فشارهاي فرهنگي تا آنجا گسترش يافته بود كه كردها از بزرگداشت رسمي سنت آبا اجدادي ايراني نوروز و چهارشنبهسوري تا اين اواخر محروم بودند، تركهاي عثماني هيچگاه كردها را با اين نام باشكوه نميخواندند بلكه به آنها «تركهاي كوهستاني»!! ميگفتند و سخن گفتن به زبان زيباي كردي در تركيه به صورت رسمي ممنوع بود، گو اينكه فشارهاي بينالمللي سبب شده كه به تازگي بخشي از اين سختگيريها كاهش يابد، از سوي ديگر سختگيري بي حد سران پان عرب بعث عراق در طول دههها ظلم و جور بر كردهاي عراق بر كسي پوشيده نيست كه نقطه اوج آن كشتار پنج هزار زن و مرد و كودك و پير در حلبچه به دست رژيم نژادپرست عراق و نيز 180 هزار مفقودالاثر كرد در قيام دهه 1990 بوده است.
در پايان بايد گفت كردها به عنوان نسل غيور و فرزند خلف كاوه آهنگر كه ايرانيان را از ستم ضحاك ستمگر رها ساخت و درفش ملي ايران زمين را به دست فريدون داد، هيچگاه احساس بيگانگي با ديگر ايرانيان نداشتهاند و اشتراكات كهن نژادي، آييني، فرهنگي، زباني و... و افتخاراتي همچون كتيبه بيستون و طاق بستان و غيره نمادهاي مشترك كردها و ديگر ايرانيان به شمار ميروند كه اين پيوند تاريخي را استوارتر ساختهاند. آنچه در حال حاضر بايد به آن توجه شود، پرهيز انديشمندان كرد از وسوسههاي دشمنان ايرانزمين است كه از هر فرصتي براي ايجاد اختلافهاي قومي در جهت تجزيه و كوچكتر كردن كشور ايران سود ميجويند، بيترديد نگرش نوين به توسعه همهجانبه سرزمين كهن كردستان ايران و توجه و سرمايهگذاري شايسته بر روي منابع طبيعي و طبيعت زيبا و منحصر به فرد آن ديار و همزمان به كارگيري بيش از پيش نخبگان و سهيم كردن هرچه بيشتر شايستگان علمي فرهنگي كرد در بدنه دستگاههاي اجرايي كشور، علاوه بر اينكه استفاده بهينه از تمامي ثروتهاي مادي و معنوي كشور عزيزمان ايران را در پي خواهد داشت، بهانهها و دستاويزهاي دشمنان قسمخورده ايران و ايراني را براي تجزيه ايران نقش بر آب خواهد ساخت .
تمامی این بدبختیها که بر سر مردم کرمانشاه می ایید بر سر بی برنامگی مسولان شهر است با مراجعه به روزنامه باختر متاسفانه این روزنامه پر تیراژ شهرمان نیز از نوشتن متن بالا سر زده وفقط با گفتن اینکه با مسولان شرکتهای لبنیاتی صحبت خواهیم کرد جواب ما را دادند .
واما مسولان شورای شهر نیز با گفتن لطفا یک تقاضا بنویس تا پیگیر شویم از مسئله ای که به قشر محروم استان است طفره می روند اگر این مسئله مربوط به ...... می شد تمامی مسولان دست بکار می شدند