امشب می خوام یه جور دیگه باشم !بنویسم ببینم می تونم بنویسم اونم از چیزهای که دور وره ما اتفاق میفته نوشتنم امشب یه کمی فرق داره درده دله دیگه همه ما میدونیم که یروزی میمیریم ولی افسوس خودمونو زدیم بی خیالی میدونیم دروغ میگیم ولی میگیم نه بابا مصلحتی ! چشامون ناموس مردمو دنبال میکنه میگیم نکن بابا میگه نه بابا کرم از خودشه !طرف کارش تو اداره گیره یاروه بهش میگه حق کارمونو یادت نره باب وظیفته اما!طرف توی بیمارستان داره جان میده میگن بلند شو برو پول بریز حساب بابا داره میمیره!طرف مالشو دزدیدن میره کلانتری میگن برو دزدو بیار تا ببینیم چیکار میکنیم تازه طرف میره دزدو میاره میگن چی بردهد حالا اول سهم برو بچو بده تا یکاریش بکنیم بابا ایول شما !خلاصه همه یه جورای می خوان سر همدیگرو شیره بمالن کاسب سر مردم محل وکیل سر موکل کارمند سر ارباب رجوع پلیس سر شاکی و متشاکی دکتر سر مریض مکانیک سر راننده راننده سر مسافر مهندس سر کارگر کارگر سر مهندس شهردار سر مردم استاندار بازم سر مردم سیاست مدار سر مردم خلاصه همه توفکرن یه جوری سر هم دیگرو شیره بمالند خودتون کلاهتونو قاضی کنید ببینید تا چه حد توی این افراد نیستید؟ واقعا بگید بدونم من دروغ میگم !
+
نوشته شده در چهارشنبه
1385/07/19ساعت 2:41 قبل از ظهر توسط فرشادحیدری
|
ساعتی پیش صدایی چند انفجار در شهر به گوش رسید من که از سر کار بر میگشتم حوالی منزل خودمان را شلوغ دیدم .
با پرس وجو از همسایه ها متوجه شدم صدایی یکی از انفجارها مربوط به شیئ بوده که داخل منزل یکی از همسایه ها انداخته شده است وباعث شکستن شیشه های این منزلشده است . محل انفجار بلوار شهید حسین فهمیده واقع در فرهنگیان فاز یک بوده است.
+
نوشته شده در شنبه
1385/07/08ساعت 1:20 قبل از ظهر توسط فرشادحیدری
|